Archive

Archive for the ‘بیانیه’ Category

تحریم فعالانه انتخابات میبایست به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود!

جامعه وبلاگنویسان سبز: دیو اقتدارگرایی و مطلق طلبی حکومت ایران، که پیش از این و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوریت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عیان نمود و هر چه دیوان همه دارند را یک جا به نمایش درآورد. تقلب٬ خیانت٬ قتل٬ جنایت و تجاوز را ضمیمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نماید که این دیوِ زنجیرپاره کرده‌ی استبداد دینی به قفس برنمی‌گردد. پیداست که پس از انتخابات ۸۸ در این شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاریخ ‌گذشته‌ای بود که هم خنده‌ی مردمان تلخ کام ایران را برمی انگیخت و هم قهقهه‌ی تمسخرآمیز اصحاب استبداد را. هم از این رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه میشد کشیدند و به جای آن، مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزیدند.

اینک اما در سردترین فصل حیات سیاسی معاصر ایران، دوباره سیرک انتخاباتی جدیدی به راه افتاده است. حکومت که مشروعیت خود را از دست رفته می‌بیند به دنبال آن است که به این فضای بسته‌ی خفقان‌آور٬ به خیال خام خویش٬ گرمایی ببخشد تا برای اجرای نمایشنامه مضحک انتخابات، باز تعدادی تماشاچی و بازیگر فراهم نماید. اما کیست که نداند حکومت ایران، انتخابات را نه برای اعمال اراده مردم بلکه برای بزک کردن چهره واقعی استبدادی‌اش به نمایش می گذارد، و کیست که نداند دستاورد این سیرک انتخاباتی قرار است صندوق های از پیش پر شده ای باشند که آمارهای پیشاپیش تعیین شده‌ و دروغین ۶۳ درصدی و  یا شاید هم 98.2 درصدی را به نمایش نهند؛ و محصول این صندوق ها قرار است نمایندگان گلچین شده ای باشند که به فرمان بیتِ استبداد، قیام و قعود کنند و بر فسادهای سیاسی و اقتصادی فراگیر چشم بپوشند. پر واضح است که قرار نیست با این انتخابات اتفاق خاصی بیفتد جز اینکه چند روزی دستگاههای تبلیغاتی حکوت با توسل به آمارهایی دروغ مدعی حضور «حماسی» مردم شوند تا سرمه بر چشمان فساد ساختاری حکومت بکشند بلکه کمی از آب رفته را به جوی خشک مشروعیت نظام برگردانند. روشن است که در این شرایط جریان‌های اصیل سیاسی هرگز حاضر نمی شوند که بازیگر این نمایش مضحک انتخاباتی شوند و آبروی خود را هزینه گرم کردن تنور سرد این انتخابات نمایند.
انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن حجت را بر همه فعالین و گروههای سیاسی تمام نمود و نشان داد که ظرفیت اصلاح انتخاباتی نظام کاملا به اتمام رسیده و دیگر ذیل نام اصلاحات نمی توان به عرصه انتخابات بازگشت و از مردم مطالبه‌ی همراهی نمود. مردمی که به دعوت اصلاح طلبان وارد عرصه انتخابات شدند، هزینه سنگینی برای رای‌شان پرداخت نمودند. نمی توان بر آن همه کشته دادن‌ها و زندان رفتن‌ها چشم پوشید و دوباره دست در دست کسانی گذاشت که خون فرزندان این سرزمین را ریختند و در مدت دو سالی که گذشت، هیچ اقدامی برای جبران ظلم و ستمی که بر مردم روا داشتند، نکردند٬ همانگونه که در قبال جنایت‌های پیشین خویش نکردند.
ازسوی دیگر، با وجود محدودیت‌هایی همچون نظارت استصوابی، یک‌دستی و هم‌دستی مجریان و ناظران انتخاباتی، فضای بسته‌ی سیاسی کشور و عدم امکان فعالیت احزاب و روزنامه ها، امروز برگزاری و تحقق انتخاباتی آزاد و سالم و عاری از تقلب به هیچ عنوان ممکن نیست و بر فرض محال در صورت تحقق، با وجود انسداد سیاسی حاکم در ساختار سیاسی کشور، فربه شدن نهادهای انتصابی، و در مقابل، نحیف شدن نهادهای انتخابی نظام و قدرت گرفتن بی رویه‌ی نهادهای نظامی و شکل گرفتن محفل های متعدد امنیتی و اقتصادی، عملا هیچ کاری از منتخبین مردم برنمی آید همانگونه که از دولت های هفتم و هشتم و مجلس ششم در شرایطی به مراتب بهتر برنیامد.  پیداست که مسئولیت شرایط پیش آمده و پیامدهای مربوطه صرفا بر عهده حاکمیتی است که همواره در پی مهندسی انتخابات بوده و نه نیروهای دمکراسی خواهی که مطالبه اصلی شان مراجعه واقعی به صندوق های رای است اما امروز ناگزیر از تحریم انتخابات نمایشی حکومت شده اند.
لذا همانگونه که میر حسین موسوی درآخرین پیام و در آخرین فرصت از درون زندان محصورش نوشت امیدی به انتخابات و شرکت در آن نیست. و نیز، همانطور که در پیام اخیر مهدی کروبی و همچنین بیانیه ۳۹ زندانی سیاسی  نیز منعکس شده است، انتخابات فرمایشی مجلس از هم اکنون محکوم به شکست است و آخرین تیر بر پیکرجمهوری اسلامی خواهد بود و از این پس، با تابوت جنازه‌ای مواجه خواهیم بود که بر دستان اقتدارگرایان  سنگینی می کند و روز به روز بر تعفن و فسادش افزوده خواهد شد. در این شرایط، گروههای سیاسی یا کاندیداهای منفردی که به هر نحوی با مشارکت در انتخابات  زیر این تابوت را بگیرند چیزی جز بی آبرویی برای خود به ارمغان نخواهند آورد. اما نگرانی آن جاست که این افراد بخواهند از سرمایه و اعتبار جنبش سبز، برای رسیدن به مقاصد انتخاباتی خویش هزینه نمایند. ما شدیدا نسبت به این موضوع هشدار داده و از مجموعه های فعال در قالب جنبش آزادی خواهی مردم ایران می خواهیم که با مرزبندی صریح و بیان مواضعی آشکار، مانع از به حراج گذاشته شدن سرمایه های والای این جنبش شوند.
همچنین معتقدیم که تنها عدم شرکت در انتخابات کفایت نکرده و می بایست تحریم فعالانه آن به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود به نحوی که عمل تحریم از سطح بیانیه ها فراتر رفته و منجر به نمود عینی در سطح جامعه شود. بدیهی است که موثرترین استراتژی پیش روی نیروهای دموکراسی طلب، مشروعیت زدایی از نمایش انتخاباتی حاکمیتی است که تن به انتخاب و رای مردم نمی دهد. مشروعیت زدایی از حاکمیت و نمایش های انتخاباتی اش نیز، بدون توسل به ابزارهای مقاومت مدنی شدنی نیست. مهمترین عامل در انتخاب روش مناسب برای مقاومت مدنی در مقابل سناریوی انتخابات، به صحنه آوردن شهروندانی است که تن به نمایش انتخاباتی حاکمیت نداده اند. گروه های فعال جنبش سبز می‌توانند با همفکری اعضای فعال، سعی در یافتن کنش هایی کم هزینه برای عینیت دادن به تجمعات مخالفان چنین انتصابات فرمایشی­ای داشته باشند. بروز بیرونی و عینیت دادن به چنین اعتراضاتی، الزاما منوط به راهپیمایی خیابانی نیست و می توان ایده های کاراتری همچون تجمع مخالفان در مکان هایی ویژه (مانند اماکن زیارتی و تفریحی) و یا راه های ابتکاری دیگری یافت تا مانع از آن شد که جمعیت وسیع تحریم کنندگان انتصابات حکومتی در آمارهای ساختگی حکومت گم شوند. دست یابی به کاراترین ایده‌ها، منوط به ایجاد فضایی است که در آن نیروهای فعال جنبش از موضع انفعالی تنها عدم شرکت در انتخابات فاصله بگیرند و به جای آن تحریم فعالانه‌ی انتخابات نمایشی و فرمایشی را در پیش گرفته و از فرصتی که احتمالا با گشایش نسبی فضای سیاسی جامعه در ایام منتهی به انتخابات بوجود می آید برای بروز کنش‌هایی عملی و موثر بهره‌ی کافی و هوشمندانه ببرند.
———————————————————————–

* بیانیه ی فوق توسط سایت آکاریم تهیه و تنظیم شده است که جامعه وبلاگنویسان سبز نیز از آن حمایت می نماید. همچنین لیست آخرین وبلاگهای امضا کننده ی این بیانیه در اینجا آمده است. در صورت تمایل به  امضا نمودن این نامه و اضافه شدن به این لیست، پس از انتشار این مطلب در وبلاگ خود، آدرس لینک مربوطه را به آدرس ahmadsaidi8808@gmail.com ایمیل نمایید.

شانزدهم آذرماه از هر موقعیتی برای اعتراض استفاده نماییم.

جامعه وبلاگنویسان سبز: این روزها کشور ایران دارای یک سیستم حکومتی واحد نیست؛ جنگ در میان قبایل مختلف حکومتی برای غارت نهایی منابع کشور شروع شده است. حرکات اخیر جمهوری اسلامی از ماجرای اختلاس های نجومی گرفته تا تصاحب سفارت انگلستان همگی حاکی از گسسته شدن و زوال این حکومت و بدون تعارف نشانه های واضح ایام آخر عمر یک حکومت فاسد است.

حکومت جمهوری اسلامی با پیشه رو گرفتن یک استراتژی غلط همواره سعی داشته است تا با استفاده ابزاری از مردم و معرفی مردم ایران به عنوان حامیان خود، غرب را متقاعد سازد که مواضع و اقدامات عقبمانده ی حکومت جمهوری اسلامی، مورد حمایت اکثریت مردم ایران نیز می باشد و بدینوسیله با اتکا به پشتوانه ی مصنوعی خویش، اهداف خود را پیش برد. لذا هر بار به روشی متفاوت -گاهی با داغ کردن تنور انتخابات و یا گاهی با به میان آوردن مواجب بگیران خود و دیگر روش های ممکن- در راستای تحقق این امر کوشیده است.

در راستای همین امر، حکومت کنونی حاکم بر کشور با گذشت بیش از سه دهه از تسخیر سفارت آمریکا که تحت عنوان انقلاب دوم صورت پذیرفت، اکنون با توسل به همان شیوه ی غلط و آزمایش شده ی سی سال گذشته، مفتخرانه دست به تسخیر سفارت انگلستان در تهران زده و عاملان این حرکت شرم آور را به دروغ دانشجویان ایران معرفی نموده است. متاسفانه در این برهه، پوشش اخبار در سطح بین المللی نیز طبیعتا به همین صورت انجام گرفته است و حمله کنندگان به سفارت انگلیس، «دانشجویان و معترضان ایرانی» معرفی شده اند. لذا برماست تا با اقدامی شایسته مجددا به دولت ها و ملت های جهان یادآور شویم که این حکومت و مواجب بگیرانش، حکومت منتخب مردم و ملت ایران نیستند و ماندگاری این حکومت ناهمگون به سبب اقدامات برخی افراد، گروه ها و کشورهایی است که منافع خود را در بقای حکومت جمهوری اسلامی ایران می دانند. برخی جریاناتی که گاها ادعای مخالفت ایشان با جمهوری اسلامی گوش عالم را کر می کند.

جامعه وبلاگنویسان سبز با محکوم نمودن حرکت شنیع تصاحب سفارت انگلستان در ایران که مستقیما توسط نیروهای تحت امر مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است، به همراهان خود پیشنهاد می دهد که در واکنش به این حرکت گستاخانه ی حکومت جمهوری اسلامی و برای نشان دادن مخالفت صریح خود با آن، از هر فرصتی برای نشان دادن اعتراضات خود در شانزدهم آذر ماه استفاده کرده و همگی با هم فریاد آزادی سر دهیم.

بدینوسیله جامعه وبلاگنویسان سبز با مطرح کردن این موضوع رسما از تمام گروه های دانشجویی و فعالان مدنی تقاضا می کند با تحلیل شرایط موجود نسبت به انجام هرگونه حرکات اعتراضی در این روز و بمنظور محکوم نمودن تسخیر سفارت انگلستان در ایران موضع گیری نمایند.

جامعه وبلاگنویسان سبز- آذرماه سال هزار و سیصد و نود

حمایت جامعه وبلاگنویسان سبز از اعتراضات مردم آذربایجان

جامعه وبلاگنویسان سبز: دریاچه ارومیه به عنوان یک سرمایه ملی محسوب می گردد که زندگی بخش قابل توجهی از هموطنان به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به آن وابسته است. متاسفانه بی تدبیری های انجام شده در قبال صیانت از این گوهر گرانبها زمینه های نابودی آن را رقم زده است.

در این مقطع حساس که مردم آذربایجان تاب فروبستن چشمان خود را در برابر بی توجهی مسئولان نالایق کشور نداشته و برای جلوگیری از نابودی دریاچه ارومیه به نیابت از مردم ایرانزمین به پاخاسته اند، لزوم پشتیبانی دیگر هم میهنانمان از این حرکت و در حمایت از مردم آذربایجان، بیش از پیش به چشم می خورد.

اکنون زمان به رخ کشیدن اتحاد و همدلی ملی فرا رسیده است. درحالی که نگهبانان غیور دریاچه ارومیه به پا خاسته اند، برماست که آنها را تنها نگذاریم و با همکاری و همیاری با یکدیگر در حفظ این سرمایه ملی بکوشیم. خشک شدن دریاچه ارومیه منجر به وقوع فاجعه های جبران ناپذیر زیست محیطی خواهد شد که اثرات آن گریبان همه ی مردم ایران را خواهد گرفت.

جامعه وبلاگنویسان سبز ضمن حمایت از ایستادگی پرشور مردم آذربایجان، دیگر مردم کشور را به مشارکت در برنامه های اعتراضی مربوطه دعوت کرده و پشتیبانی خود را از برنامه های اعتراضی آتی به منظور هماهنگ سازی برای سراسری نمودن این اعتراضات اعلام می دارد.

امید است با پیوستن اقشار مختلف مردم به این اعتراضات، شاهد یک حرکت بزرگ در راستای حفظ سرمایه ها و منافع ملی کشور عزیزمان باشیم و گامی اساسی در راستای همدلی و همراهی ملی برداریم.

جامعه وبلاگنویسان سبز- 20 شهریور 1390

پاسخ «جامعه وبلاگنویسان سبز» به بیانیه مقدماتی «شورای هماهنگی راه سبز امید»

جامعه وبلاگنویسان سبز: پیروی فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید به منظور مشارکت عموم مردم در تصمیم گیری برای شرکت (مشروط ویا غیر مشروط) و یا عدم شرکت در انتخابات مجلس، ما جمعی از وبلاگنویسان سیاسی کشور با هم فکری و پس از مشورت و گفتگو با یکدیگر، نظر جمعی خود را به عنوان بخش کوچکی در جنبش سبز ایران تدوین نموده که لازم دانستیم تا آن را به اطلاع شورای هماهنگی راه سبز امید و مردم عزیز کشورمان برسانیم.

به قطع وظیفه ی تک تک اعضای جنبش آزادی خواهی مردم ایران است که با نزدیک شدن به انتخابات مجلس و با مرور روند طی شده در دو سال اخیر نسبت به تصمیم گیری در مورد شرکت و یا عدم شرکت در این انتخابات اقدام نمایند. ما که همواره در طول دو سال گذشته کم و بیش جریانات و اتفاقات سیاسی-اجتماعی کشور را رصد می کردیم، به سهم خود پس از انجام بحث هایی پیرامون انتخابات آتی مجلس و با در نظر گرفتن رفتار حکومت و حاکمان و برآیند حرکت سیاسی جامعه، به یک جمع بندی مقدماتی رسیدیم.

قابل انکار نیست که اقدامات دور از خرد حاکمان در قبال معترضین به انتخابات سال 88 کار را به جایی رسانده که جمعیت قابل توجهی از معترضین، اکنون به طور کلی مشروعیتی برای حکومت کنونی قایل نیستند. جمعیتی که روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.

ما تحقق شروط منعکس در بیانیه مقدماتی شورا، که در هماهنگی با شرایط پنجگانه ی بیانیه ی 17 میرحسین موسوی است را به عنوان حداقل خواست های خود می دانیم و از شورا تقاضا داریم مادامی که نسبت به اجرای تمامی این شروط از سوی حاکمان اقدامی جدی صورت نگرفته است، هرگونه اعتماد به حکومت را مردود بداند. به نظر ما آگاهی بخشی در مورد شرایط انتخابات آزاد و بویژه افشاگری در مورد عدم صلاحیت حاکمیت برای صیانت از آرای رای دهندگان می تواند با استفاده از فضای انتخاباتی در ماههای آتی مورد توجه قرار گیرد. لازم به ذکر است در جامعه وبلاگنویسان سبز، اکثریت قریب به اتفاق اعضا امیدی به تغییر روند موجود نداشته و با شرایط کنونی کشور، تمایلی به شرکت در انتخابات ندارند. به گونه ای که اکثریت آنها به طور واضح خواستار تحریم انتخابات هستند.

شورا توجه داشته باشد که اطلاع رسانی گسترده برای انجام هرگونه اقدام هماهنگ در مورد انتخابات آتی به زمان قابل توجه ای احتیاج خواهد داشت. لذا ما از شورای هماهنگی راه سبز امید خواستاریم تا با در نظر گرفتن این مهم و پس از دریافت نظرات دیگر اقشار مردمی، گروههای سیاسی و نهادهای مدنی در زمان مناسب جمع بندی نهایی را به انجام رساند و به موضعگیری اقدام نماید.

جامعه وبلاگنویسان سبز-24 مرداد 90

بیانیه جمعی «جامعه وبلاگنویسان سبز» در خصوص اعتصاب 18 تن از زندانیان سیاسی

جامعه وبلاگنویسان سبز: در این روزها که حاکمیت بنای خود را بر ادامه سرکوب و نشنیدن صدای دلسوزان کشور گذاشته است، شاهد اعتصاب غذای 12 تن از زندانیان سیاسی در زندان اوین و پیوستن 6 تن دیگر از زندانیان سیاسی رجایی شهر به ایشان هستیم و شاهد آنیم که هرچه می گذرد، حاکمیت نه تنها در راستای پاکسازی پرونده ی گناه آلود خویش گام بر نمی دارد، بلکه سعی دارد تا رکوردی تازه از ننگ و سیاهی را در تاریخ پرفراز و نشیب چند هزار ساله ی کشورمان بر جای گذارد.

همه ی آنانی که زندان های مخوف حکومت جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند، به خوبی می دانند که در زندانهای جمهوری اسلامی به خودی خود شرایط برای زندانیان سیاسی سخت و طاقت فرساست و حاکمیت از فراهم آوردن شرایط حداقلی و اولیه مورد نیاز نیز سر باز می زند. شرایط برای زندانیان سیاسی آنچنان است که حتی در صورت مراقبت کامل زندانی از جسم و جان خویش، امکان به خطر افتادن سلامت فرد زندانی بسیار محتمل است چه برسد به آنکه دست به اعتصاب غذا نیز بزند.

همانطور که در مرگ دردناک هدی صابر و هاله سحابی شاهد بودیم، این حکومت ثابت کرده که برای حفظ قدرت حاضر است تا تمامی اصول اخلاقی را زیر پا بگذارد و ابایی از پرپر کردن گلها و سرمایه های کشور ندارد. حکومتی که رهبر آن شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی سر می داد، در عمل به حکومتی با کارکرد فساد حداکثری و درک حداقلی از شرایط کنونی کشور تبدیل شده است. گویا حکومت بنا را بر آن گذاشته تا با از بین بردن سرمایه های سازنده ی این کشور و به روی کار آوردن غلامان حلقه به گوش و مجیز گوی، درهای بسته شده برای اصلاح حاکمیت را قفل هایی فولادین زند و اصلاح ناپذیر بودن خود را بیش از پیش به اثبات برساند.

حاکمیت باید بداند که هیچگاه و در هیچ کشوری تداوم جو خفقان و سرکوب امکان پذیر نبوده است و حکومت جمهوری اسلامی نیز در این امر مستثنی نیست. حاکمان بدانند که مسئولیت جان و سلامت این 18 تن از زندانیان سیاسی، مستقیما بر عهده ی حاکمیت و شخص رهبر جمهوری اسلامی است و گوشزد می گردد که تسلیم نشدن در مقابل خواست های مردم و این زندانیان سیاسی، رفته رفته پتانسیل اعتراضات مردمی را افزایش خواهد داد و در صورت فراهم نبودن شرایطی سالم و آزاد برای بیان این اعتراضات به صورت مدنی، در هنگام شکست و یا بازشدن ناگهانی فضای خفقان و سرکوب، شاهد واکنشی غیر قابل کنترل از معترضین خواهیم بود که قدرت کنترل آن در توان هیچ حکومت استبدادی و هیچ نیروی بازدارنده ای نخواهد بود.

ما بخشی از وبلاگنویسان سیاسی کشور همگی خواستار پیگیری مطالبات زندانیان سیاسی و عقیدتی توسط فعالان جنبش آزادیخواهی کشور و از طریق همه مراجع ملی و بین الملی هستیم و از مردم کشورمان تقاضا داریم که با فعالیت هرچه بیشتر خود، هزینه ی ادامه ی روند موجود را برای حاکمان سنگین نمایند و اجازه ی از دست رفتن تدریجی سرمایه های کشور را به حاکمان ندهند.

در پایان خطاب به زندانیان سیاسی اعلام می داریم که ما نیز همچون دیگر مردم کشورمان صدای شما را شنیدیم و اکنون بر ماست که پیام مقاومت شما را منعکس کنیم. شما با ایستادگی خود نشان دادید ذره ای از مطالبات حقه مردم عقب نشینی نکرده و برافراشته نگاه داشتن پرچم مبارزات توسط آزادی خواهان در این سوی میله های زندان را خواستار شدید. همراهان دربند، بدانید که ما به سرمایه های گرانبهایی چون شما در ساختن ایران فردا سخت نیازمندیم. از شما دریادلان خواستاریم تا به اعتصاب غذای خود پایان داده و منتظر واکنش متقابل آزادیخواهان در حمایت از خواستهای مشروعتان در مناسبت های پیش رو باشید.

جامعه وبلاگنویسان سبز- 3 تیر 1390

«انتشار مطالب جامعه وبلاگنویسان سبز، برای وبلاگهای غیر عضو نیز بلامانع می باشد»

اعلام حمایت جمعی «جامعه وبلاگنویسان سبز» از انجام حرکات اعتراضی در خرداد ماه و دعوت از مردم برای حضور گسترده در این اعتراضات

جامعه وبلاگنویسان سبز:

من آن موجم که آرامش ندارم

به آسانی سر سازش ندارم

اگرخاموش بنشینم روا نیست

دل از دریا بریدن کار ما نیست

موجی که از خرداد 88 با ایستادگی بزرگمردانی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی و حمایت جانانه تر مردم ایران، برای برانداختن استبداد و خودکامگی در ایران آغاز شد، اینک پس از فراگیر شدن در میان تعداد قابل توجهی از کشورهای استبداد زده ی منطقه، در حال بازگشت به مبدا است و متولیان خود را فرا می خواند تا مجدداً پایه های حکومت خودکامه را به لرزه درآورند.

باتوجه به شرایط کشور، جامعه وبلاگنویسان سبز، از حاکمان ناشنوای ایران می خواهد که هرچه سریعتر پنبه ها را از گوش بیرون کشیده و صدای خیل عظیم و آماده ی مردم ایران را که برای خشکاندن ریشه های ظلم و استبداد، ذوب کردن میله های زندان و در هم کوبیدن فرهنگ ارباب و رعیتی، هماهنگ می شوند را بشنوند.

حاکمان به گوش باشند که با توجه به اتخاذ سیاست های غلط در قبال ایرانیان معترض به وضع حاکم در کشور و بگیر و ببند های غیر قانونی، سرکوب معترضان مسالمت جو و پایمال کردن حقوق اولیه ی آنها، زندانی کردن رهبران جنبش سبز و در یک کلام بستن آخرین درهای امید به اصلاح حکومت خودکامه کنونی، هیچ تضمینی برای کنترل اعتراضات آتی معترضان وجود ندارد و چه بسا که درصورت پایفشاری بر این سیاست های غلط و عدم اصلاح هرچه سریعتر شرایط موجود، به سرنوشت مبارک ها و بن علی ها دچار گردند.

ما به حاکمان هشدار می دهیم که هرچه سریعتر و قبل از بازگشت موج سهمگین اعتراضات منطقه ای به ایران، بمنظور برون رفت از شرایط زیانبار کنونی، زندانیان سیاسی را بدون هیچگونه قید و شرطی آزاد کرده، دستور لغو حبس خانگی رهبران جنبش سبز را صادر نموده و به خواسته های صاحبان اصلی کشور، که همانا مردم میباشند، تن دهند.

بدینوسیله، جامعه وبلاگنویسان سبز، با اعلام حمایت خود از انجام حرکات اعتراضی و اعلام مشارکت فعال اعضا در اعتراضات خرداد ماه، از تمامی نامداران ملی، نهاد ها و سازمان های مستقل، فعالین و قشرهای سیاسی، مذهبی، علمی، هنری، ورزشی و دیگر مردم کشورمان می خواهد که از اعلام حمایت خود و حضور گسترده و فعال در این اعتراضات دریغ نکرده و با رشادت های خود و همدلی و اتحاد با یکدیگر، گامی اساسی در راستای درمان بیماری مزمن استبداد بردارند.

جامعه وبلاگنویسان سبز- خرداد 1390

«انتشار مطالب جامعه وبلاگنویسان سبز، برای وبلاگهای غیر عضو نیز بلامانع می باشد»

درخواست معرفی سخنگوی رسمی از شورای هماهنگی راه سبز امید/ بیانیه جمعی جامعه ی وبلاگنویسان سبز

من اگر ما نشوم خویشتنم      

تو اگر ما نشوی تنهایی

با درودی چند هزارباره به مردم شریف کشورمان که پس از نزدیک به دو سال تهدید، ارعاب، زندان، شکنجه، تجاوز و کشتار، همچنان پرقدرت در صحنه سیاسی ایران ایستاده اند و جانانه ترین مبارزه مدنی در تاریخ این سرزمین کهن را پر قدرت به پیش می برند و ذره ای عقب نشینی نکرده و به اقتدارگرایان نشان داده اند که هزینه های هنگفت سرکوب، حاصلی جز زدودن مشروعیت از آنان و ریزش بیشتر در بین نیروهایشان، دستاورد دیگری در پی نداشته است.

پس از دستگیری رهبران نمادین جنبش سبز، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، خلاء رهبری این عزیزان در جنبش آزادیخواهی ایران به وضوح احساس می‌گردد. و از این رو «شورای هماهنگی راه سبز» امید به عنوان مهمترین نهاد نزدیک به رهبران در بند جنبش سبز به عنوان نهادی تاثیر گذار و مهم در تعاملات آتی کشورمان نقشی بی بدیل را داراست.

همه می دانیم که از ابتدای فعالیت این شورا، انتقاداتی از طرف بسیاری از اندیشمندان، همراهان و دلسوزان جنبش سبز در مورد عملکرد و چگونگی انتخاب اعضای این شورا مطرح گردید، که به دلیل نبود یک مرجع پاسخگوی رسمی به منظور پاسخ به این انتقادات، رفته رفته فاصله این شورا از بدنه جنبش زیاد شده و طرح مسایل انحرافی و عدم پاسخگویی صریح و شفاف، این حس را در عموم مردم بوجود آورد که «شورای هماهنگی راه سبز امید» با رویکردی انفعالی، دارای قدرت رهبری لازم برای سامان دادن به حرکات اعتراضی با توجه به خواست اکثریت مردم،  نمی باشد.

«جامعه وبلاگ نویسان سبز» ، متشکل از دهها وبلاگ نویس فعال در عرصه سیاسی کشورمان، در پی مطرح شدن پیشنهادی در فضای مجازی، پیرامون معرفی سخنگوی رسمی برای نهاد «شورای هماهنگی راه سبز امید» و ارسال درخواستهای مکرر اعضا به شورای مدیریت این جامعه بمنظور واکنش به این پیشنهاد و اعلام موضع صریح در این باب، پس از مشورت و نظرخواهی و جمع بندی نظرات کلیه اعضا، برای صدور بیانیه ای در اینباره به اتفاق نظر رسید.

از این رو، «جامعه وبلاگنویسان سبز» که از ابتدای شکل گیری خود، با هدف انتشار خواست های مشترک اعضایش در قالب بیانیه ای واحد با توجه به تکثر اعضای عضو در آن و درنتیجه گوناگونی افکار و عقاید، فعالیت های خود را آغاز کرده، بر این باور است که تعیین سخنگوی رسمی از طرف این شورا برای پاسخگویی به انتقادات و همچنین ایجاد ارتباط هرچه بیشتر مردم با این شورا، یکی از الزامات اساسی، جهت بهبود روند فعالیت «شورای هماهنگی راه سبز امید»، می باشد.

ما اعضای «جامعه وبلاگنویسان سبز» از آنجا که بر این باوریم که «شورای هماهنگی راه سبز امید» نیازمند یک سخنگوی قابل، بمنظور برقراری تعامل با تمامی گروهای سیاسی-اجتماعی است، پس از بررسی افراد با صلاحیت برای بردوش گرفتن این وظیفه کلیدی، سنگین و حساس و همچنین مقایسه ی آنها با توجه به بررسی تمام مواضع اتخاذ شده توسط افرادی که عضویتشان در «شورای هماهنگی راه سبز امید» محتمل بود، به اتفاق آرا به این نتیجه رسیدیم که جناب آقای اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و صاحب کرسی حقوق بشر و دموکراسی در یونسکو، باتوجه به آنکه مشاور آقای میرحسین موسوی بوده و هستند و همچنین نزدیکی افکاری بیشتری که نسبت به دیگران با ایشان دارند، و همینطور صداقت دیده شده از ایشان در برخورد با نقدهای سازنده و غیرسازنده و اللخصوص، اعلام مواضعی که جناب آقای اردشیر امیرارجمند در مصاحبه اخیر خود با تلویزیون رسا در مورد وجود تکثر در جنبش آزادی خواهی ایران و مشارکت تمامی گروه های سیاسی در بیان نظر در تعیین سرنوشت کشور، ابراز داشته اند؛ بهترین گزینه ی موجود در بین افراد سرشناس و شناخته شده ی این شورا برای برداشتن گامی در جهت یکپارچه نمودن نیروهای معترض به دیکتاتوری موجود در ایران، در سمت سخنگوی رسمی «شورای هماهنگی راه سبز امید»، می باشند.

ما معتقدیم که تعیین سخنگویی رسمی برای «شورای هماهنگی راه سبز امید»، می تواند به اعتبار این شورا بیفزاید و امید داریم تا جناب آقای دکتر اردشیر امیرارجمند با قبول این مسولیت سنگین و همچنین همکاری صمیمانه ی دیگر گروه های سیاسی-اجتماعی در این زمینه با ایشان، بتوانند به ایجاد اتحاد فراگیر نیروهای سیاسی- اجتماعی داخل و خارج کشور کمک نمایند.

از همین رو بدینوسیله صمیمانه درخواست خود را به «شورای هماهنگی راه سبز امید» برای برگزیدن ایشان به سمت «سخنگوی رسمی» این شورا اعلام می داریم و از دیگر عزیزان صاحب نظر، اساتید، دانشجویان، احزاب، گروه ها، تشکلات، شخصیتها و همچنین دیگر اقشار مردم آزادی خواه ایران می خواهیم که با همصدایی با ما ، به طرق گوناگون حمایت خود را از این حرکت با حمایت از این بیانیه و یا صدور بیانیه های مجزا، اعلام دارند. باشد که اتحاد ما مشابه اتحاد بی نظیر دانشجویان میهنمان در بهار اعتراضات دانشجویی ، خار دیگری در چشم انحصار طلبان و دیکتاتورهایی باشد که اکنون کشور ما را به تاراج برده اند.

در پایان لازم می دانیم عنوان نماییم که به صورت همزمان با انتشار این بیانیه از سوی «جامعه ی وبلاگنویسان سبز» و پایگاههای اطلاع رسانی اعضا ، نسخه هایی نیز ، به سایت های سبز و دیگر خبرگزاری ها و تلویزیون های ماهواره ای، ارسال شده است؛ و امید داریم که آنها نیز در انتشار و پخش این درخواست، به ما کمک نموده و گامی در راستای یکپارچه سازی نیروهای معترض به جمهوری اسلامی -که ما آن را در شرایط کنونی، نه جمهوری می دانیم و نه اسلامی- و پاک نمودن دیکتاتوری از صحنه ی سیاسی کشورمان بردارند.

به یاد داشته باشیم که درخواست از «شورای هماهنگی راه سبز امید» برای معرفی سخنگویی لایق و شناخته شده، بسیار مهم بوده و قطعا از این راه است که در آینده، می توانیم تعاملات سازنده ای را با این شورا برقرار کرده و از آنان درخواست پاسخگویی داشته باشیم.

همراه شو عزیز، کین درد مشترک ، هرگز جدا جدا ، درمان نمی شود

ما برای بازپس گیری ایران ایستاده ایم

 جامعه وبلاگنویسان سبز– اردیبهشت 1390